است ــ كاري كه وو چن بدان سبب مشهور است. دراينجا دوتا از مردان قلاب ماهيگيري با ريسمان و قرقره در دست دارند. آيا قرقرهٴ ماهيگيري را چينيان ابداع كردند؟ اشارات مرا در بالا راجع به غيرممكن بودن تعيين تاريخ اكتشافات، بهويژه اكتشافات ساده ولو خيلي مهم، بهياد آوريد. ممكن است چينيان اين فن را قرنها پيش از آنكه وو چن تصويري از آن بكشد، ميدانستند. ازاين گذشته، اين فكر در ميان ملت ديگري جز آنان هم وجود داشت، چون در يك انجيل پوستي ارمني از سدهٴ سيزدهم نيز اين ريسمان و قرقره را ميبينيم كه بهسبك توروس روسلن ترسيم شده. دراين مورد قرقره جدا از چوبه است. ماهيگير ارمني پطروس است كه قلاب به دريا مياندازد (متي 17: 27).
اطلاعات من در مورد اين قرقرههاي چيني و ارمني منحصراً از جان اِلِرتُن لاج
(متوفا 1942)، مدير فرير گالري در واشنگتن بهدست آمده است (نامهها و
مصاحبههاي ژانويهٴ سال(1941) و او اين دو اثر را در اختيار داشت، طومار
ووچن (شماره 12، 37) به طول 622/5 متر و عرض 325/. متر و بخشي كه در اينجا آمده از قسمت چهارم آن است. نقاشي ارمني در صفحهٴ 107 شماره
18/32 قرار دارد. ما در سايهٴ لطف گالري فرير و موزهدار دانشمند آن توانستيم براي اولين بار اين دواثر را منتشر كنيم.
اين تصويرهاي قلاب و قرقره قديمترين نمونههاي ثبت شدهاند. به گفتهٴ رادكليف (ص 8، 1921) قديمترين توصيف قرقره در كتاب فن ماهيگيري توماس باركر (لندن 1651) آمده، ولي همين موٴلف ميگويد كه مصريان هنگام پرتاب نيزه به اسبان آبي از آن استفاده ميكردند (صص 238، 311).
همهٴ اينها، بهويژه هنگامي كه خواننده اهل ماهيگيري نباشد، بهنظرش بيمعني ميآيد.
ولي اين طور نيست. زندگي بسياري از مردم به ماهيگيري وابسته بود و قرقره يك اصلاح اساسي به شمار ميآمد.
با اين همه، اختراعي با دامنهٴ وسيعتر مقارن همان زمان در اروپاي باختري صورت گرفت، يعني ابداع راههاي تازهاي براي نگهداري و بستهبندي ماهي آزاد. اينكار هم به ويلم بوكلس منسوب است و هرچند من يادداشت مفصلي را به او اختصاص دادهام، مطمئن نيستم او مستحق تمام اين اعتبار باشد. حتي مسلم نيست كه اين ابداع اولبار در زيلاند هلند يا در هلند صورت گرفته يا اينكه كمابيش بهخودي خود در جاي ديگر، مثلاً در لنگرگاههاي ماهيگيري اسكانديناوي. بهعلاوه، اين ابداع مانند هر ابداع ديگري ميتوانست و بايد در چند مرحله صورت گرفته باشد، ازاينرو، بايستي مردان خلاق زيادي را كه بدانكار اشتغال داشتند و ميتوانستند نيازهاي آنرا بفهمند و به رفع آن كمك كنند، دراين شهرت سهيم دانست. قدر مسلم اين است كه آن ابداع، كه انتقال ماهي به فواصل دور از راه دريا و خشكي را امكانپذير ساخت،